بانک و اقتصاد ربوی
23 بازدید
موضوع: اقتصاد

خاطرم هست دهه شست رودخونه ها تو سراسر کشور جاری بود، محله ای توی شهر و روستا نبود؛ مگه یک رودخونه یا نهر آبی از اونجا رد می شد حتی خیلی از خونه ها بودن که از داخل حیاطشون یه نهر آبی رد می شد. دو طرف رود خونه ها و نهر های آب، درخت های تنومندی بودن که زیبایی خاصی به کوچه ها و محله ها میدادن. همه مردم هم از این آب روان متنعم بودن. اوضاع همین طوری گل و بلبل بود تا تکنوکرات ها اومدن سر کار جلوی همه رود خون ها سد زدن، همه اون نهر ها و رود خونه های محله ها خشک شد. دیگه خبری از صدای آب و درخت های تنومند تو کوچه ها و محله ها نبود. گفتن می خوایم از منابع آبی بهتر استفاده بشه. همون آبی که همه ازش استفاده می کردن و پولی بابتش نمی دادن رو به کشاورز ها میفروختن. از یه طرف آب پشت سد ها بخار می شد از طرف دیگه آب به زمین های پایین دستی نمی رسید. این طور شد که سر زمین ایران شخک و خشک و خشک تر شد.

همین بلا سر اقتصاد هم اومد؛ دهه شست، تو هر محله ای کنار مسجد محل یه صندوق قرض الحسنه بود. پول آنچنانی هم نداشت مثل همون نهر هایی که آب آنچنانی نداشت. با این وجود همه مردم از خدمات این صندوق های کوچیک قرض الحسنه بهره می بردن. تا این که لیبرال های غرب زده اومدن بانک ها و موسسات مالی با اسم های مختلف تأسیس کردن همه جا هم شعبه زدن اونم چندتا چندتا. صندوق های قرض الحسنه بسته شد. پول ها جمع شد پشت سد بانک ها، حالا همون پول هایی که بین مردم جریان داشت رو، در صد می گرفتن به مردم بدن. از یه طرف پول مردم پشت سد بانک ها با اختلاص و دزدی و وام های کلان بدون بازگشت تبخیر می شد و از یه طرف پول به آدم های پایین دستی نمی رسید. این طور شد که خیر و برکت از بین رفت.